اقبال لاهوری › با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن| ” میراثدار ادب پارسی “
با نشئه درویشی در ساز و دمادم زن / چون پخته شوی خود را بر سلطنت جم زن
گفتند جهان ما آیا بتو می سازد / گفتم که نمی سازد گفتند که برهم زن
در میکده ها دیدم شایسته حریفی نیست / با رستم دستان زن با مغبچه ها کم زن
ای لاله صحرائی تنها نتوانی سوخت / این داغ جگر تابی بر سینه آدم زن
تو سوز درون او ، تو گرمی خون او / باور نکنی چاکی در پیکر عالم زن
عقل است چراغ تو در راهگذاری نه / عشق است ایاغ تو با بندهٔ محرم زن
لخت دل پر خونی از دیده فرو ریزم / لعلی ز بدخشانم بردار و بخاتم زن
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.