اقبال لاهوری › بیا که خاوریان نقش تازه ئی بستند| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بیا که خاوریان نقش تازه ئی بستند / دگر مرو بطواف بتی که بشکستند
چه جلوه ایست که دلها بلذت نگهی / ز خاک راه مثال شراره بر جستند
کجاست منزل تورانیان شهر آشوب / که سینه های خود از تیزی نفس خستند
تو هم بذوق خودی رس که صاحبان طریق / بریده از همه عالم بخویش پیوستند
بچشم مرده دلان کائنات زندانی است / دو جام باده کشیدند و از جهان رستند
غلام همت بیدار آن سوارانم / ستاره را به سنان سفته در گره بستند
فرشته را دگر آن فرصت سجود کجاست / که نوریان بتماشای خاکیان مستند