اقبال لاهوری › بینی جهان را خود را نبینی| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بینی جهان را خود را نبینی / تا چند نادان غافل نشینی
نور قدیمی شب را بر افروز / دست کلیمی در آستینی
بیرون قدم نه از دور آفاق / تو پیش ازینی تو بیش ازینی
از مرگ ترسی ای زنده جاوید؟ / مرگ است صیدی تو در کمینی
جانی که بخشد دیگر نگیرند / آدم بمیرد از بی یقینی
صورت گری را از من بیاموز / شاید که خود را باز آفرینی