اقبال لاهوری › هنگامه را که بست درین دیر دیر پای| ” میراثدار ادب پارسی “
هنگامه را که بست درین دیر دیر پای / زناریان او همه نالنده همچو نای
در ’بنگه فقیر و به کاشانهٔ امیر / غمها که پشت را به جوانی کند دو تای
درمان کجا که درد بدرمان فزون شود / دانش تمام حیله و نیرنگ و سیمیای
بی زور سیل کشتی آدم نمی رود / هر دل هزار عربده دارد به ناخدای
از من حکایت سفر زندگی مپرس / در ساختم بدرد و گذشتم غزل سرای
آمیختم نفس به نسیم سحر گهی / گشتم درین چمن به گلان نانهاده پای
از کاخ و کو جدا و پریشان بکاخ و کوی / کردم بچشم ماه تماشای این سرای
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.