انوری › شمارهٔ ۱۰۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

با فلک دوش به خلوت گله‌ای می‌کردم / که مرا از کرم تو سبب حرمان چیست
این همه جور تو با فاضل و دانا ز چه جاست / وین همه لطف تو با بی‌هنر و نادان چیست
فلکم گفت که ای خسرو اقلیم سخن / با منت بیهده این مشغله و افغان چیست
شکر کن شکر که در معرض فضلی که تراست / گنج قارون چه بود مملکت خاقان چیست