انوری › شمارهٔ ۱۸۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به خدایی که وصف بی چونش / همه اسباب عقل بر هم زد
کاف کن در مشیتش چو بگشت / صنع بی‌رنگ هر دو عالم زد
روح را قبهٔ مقدس بست / طبه را خرگه مجسم زد
شحنهٔ امر و نهی تکلیفش / خیمه بر آب و خاک آدم زد
که اگر بنده انوری هرگز / به خلاف رضای تو دم زد