انوری › طبیبی را ذم کند| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مقبلی آنکه روز و شب ادبار / از سر و ریش او همی ریزد
دست بر نبض هر کسی که نهاد / روح او از عروق بگریزد
هر کجا کو نشست از پی طب / درزمان بانگ مرگ برخیزد
ملک‌الموت کوفته دارد / اندر آن دارویی که آمیزد