انوری › انوری در جواب قاضی گوید| ” میراث‌دار ادب پارسی “

افتخار جهان حمیدالدین / که خرد مدح تو همی خواند
دانکه از هیچ روی نتوان گفت / که نداند همی و نتواند
ماند یک چیز آنکه خود نکند / گرچه حالی تواند و داند
زانکه بر بی‌نیاز واجب نیست / کز پی نفع کس قضا راند
لم در افعال او نیاید از آن / که سبب در میانه بنشاند
غنی مطلق از غرض دورست / فعل او کی به فعل ما ماند
هیچ تدبیر نیست جز تسلیم / خویشتن بیش از این نرنجاند