انوری › در تهدید و هجو قاضی هری| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به خشک ریش گری در هری ندیدستی / ز هجو روی سیاهی که نوبتی بیند
کنون به خیمه زدن دانه‌ای پراکندی / که مرغ ذکر تو تا جاودان از آن چیند
در آن دو لفظ سخن چاردست و پای شتر / چنان نشنید کان شیوه عقل بگزیند
مکن به عذر و تلطف دل مرا دریاب / که چوب خیمه در آن نیز نیک بنشیند