انوری › ستایش ملک‌الشعرا ارشدالدین| ” میراث‌دار ادب پارسی “

هیچ دانی ارشدالدین کز کف و طبع تو دوش / من چه شربتهای آب زندگانی خورده‌ام
آن ندانم تا تو چون پرورده‌ای آن قطعه را / این همی دانم که من زان قطعه جان پرورده‌ام
گرچه ایمانم بدان خاطر قوی بوده است و هست / راستی به دوش ایمانی دگر آورده‌ام
تا تو تعیین کرده‌ای یعنی که شعر تست شعر / پاره‌ای بر گفتهٔ خود اعتمادی کرده‌ام
نام من گسترده شد یکبارگی از نظم تو / ای مزید آورده بر نامی که من گسترده‌ام