انوری › در اشتیاق دوستی و طلب مکاتبات ازو| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم / که در دعا همه آن خواهم از خداوندم
شنیده‌ام که به خرسند کم گراید غم / غمم چراست که از تو به نامه خرسندم
ز هرچه باشد خرسند را بسنده بود / چرا که بی‌تو همی عمر و عیش نپسندم
مرا و حال مرا بی‌جمال طلعت تو / صفت ندیدم از این به چو دل برافکندم
چنان‌که تشنه به آب حیات و مرده به جان / به جان تو که به دیدارت آرزومندم