انوری › از لالابک تقاضایی کند| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای جهان را دفین به دست تو در / چون معادن هزار سرمایه
دولتت را دوام همخانه / مدتت را زمانه همسایه
گردن و گوش آفرینش را / رسمهای تو گشته پیرایه
جود را پروریده همت تو / راست چونان که طفل را دایه
ملکی در محاسن و اخلاق / زان نداری محاسن و خایه
آفتابی و در مراتب جاه / آفتابت فروترین پایه
چیست کز تابش تو در نورند / همه آفاق و بنده در سایه