انوری › انوری در جواب شجاع‌الدین خالد بلخی گفته و عذر تقصیر خ| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شمارهٔ ۴۳۵ - انوری در جواب شجاع‌الدین خالد بلخی گفته و عذر تقصیر خواسته است
شجاعی ای خط و شعر تو دام و دانهٔ عقل / هزار مرغ چو من صید دام و دانهٔ تو
ز من زمین خداوند من ببوس و بگوی / که ای زمانهٔ فضل و هنر زمانهٔ تو
نزاد مادر گیتی به صد هزار قران / نه چون تو یا چو جگرگوشهٔ یگانهٔ تو
چو گردکی که رساند زمین به دامن تو / چو مویکی که ستاند هوا ز شانهٔ تو
اگر ز روی ضرورت کرانه کردم دوش / ز خدمت تو و بیرون شدم ز خانهٔ تو
تو بر زمانه نه آن پر گشاده سیمرغی / که خوابگاه مگس شاید آشیانهٔ تو
ز جاه تو چه عجب کاختران کرانه کنند / بر آسمان ز موازات آسمانهٔ تو
مرا ز خدمت تو جاه تست مانع و بس / که حایلست مرا جاه بی‌کرانهٔ تو
وگرنه مردمک چشم من چه خواهد آن / که معتکف بنشیند بر آستانهٔ تو