انوری › در تهنیت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای خداوندی که بر روی زمین فرمان تو / چون قضای آسمان شد نافذ فی کل شیی
پیش قدرت پشت گردون از تواضع داده خم / نزد رایت روی خورشید از خجالت کرده خوی
سرو آزاد ار قبول بندگی یابد ز تو / پای تا سر هم در آن ساعت کمر بندد چو نی
نقشبند کل ز تاثیر صبای لطف تو / بوستان را نقش نیسان بندد اندر ماه دی
شاد زی کامروز در اقطاع عالم سر به سر / ای بسیطش سیر فرمان تو صد ره کرده طی
دوستان و دشمنانت در دو مجلس می‌کنند / هردو سنگ‌انداز و سنگ اندازهٔ آن تا به کی
دشمنانت تا به روز حشر سنگ‌انداز عیش / دوستانت تا به روز عید سنگ انداز می