کسایی › خواری مُرده| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دانم که هیچ کس نکند مرثیت مرا / دانم که مرده بر دل میراثخوار ، خوار
فرزند من یتیم و سر افکنده گرد کوی / جامه وَسَخ گرفته و در خاک ، خاکسار