کسایی › پیری| ” میراث‌دار ادب پارسی “

پیری مرا به زرگری افگند ، ای شگفت / بی گاه دود ، زردم و همواره سُرف سُرف
زرگر فرو فشاند کُرف سیه به سیم / من باز برفشانم سیم سره به کُرف