کسایی › دستش از پرده برون آمد …| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دستش از پرده برون آمد چون عاج سپید / گفتی از میغ همی تیغ زند زهره و ماه
پشت دستش به مثل چون شکم قاقم نرم / چون دم قاقم کرده سرانگشت سیاه