کسایی › حکمت| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چرا این مردم دانا و زیرکسار و فرزانه / زیانشان مور را باشد دو درشان هست یک خانه
اگر ابروش چین آرد ، سزد گر روی من بیند / که رخسارم پر از چین است چون رخسار پهنانه
چو پیمانه تن مردم همیشه عمر پیماید / بباید زیر ننمودن همان یک روز پیمانه
کنون جویی همی حیلت که گشتی سست و بی طاقت / تو را دیدم به برنایی ، فسار آهخته و لانه
اجل چون دام کرده گیر پوشیده به خاک اندر / صیاد از دور ، نک دانه برهنه کرده لوسانه
طبایع گر ستون ِ تن ستون را هم بپوسد بن / نگردد هرگز آن فانی ، کش از طاعت زنی فانه
نباشد میل فرزانه به فرزند و زن هرگز / ببرّد نسل این هر دو نبرّد نسل فرزانه