دل می کشد به داغ تو هر لحظه سینه را / داغی بکش به سینه غلام کمینه را
زینسان که مشک زلف ترا سر نهاده است / گردن کشی چراست به تو عنبرینه را
ترسم بر ابروی تو نهادن دل ضعیف / کز طاقها شکست فتد آبگینه را
خال رخت ز بنده بدزدید عقل و دین / شب با چراغ یافت متاع بهینه را
در لطف اگر چه دهان و لبت یکی است / ما چشم کرده ایم ز خاتم نگینه را
درهاست در سفینه شعرم که پیش شاه / آنها کشم به بنده ببخشد خزینه را
شاه از تو گر سفینه طلب میکند کمال / باید روانه ساخت به دریا سفینه را
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.