دی چاشتگه ز چهر فکندی نقاب را / شرمنده ساختی همه روز آفتاب را
تیغ ترا چه حاجت رخصت به خون ماست / بر خلق تشنه حکم روانست آب را
بینم چشم مست تو بیمار سرگران / این است شیوه مردم بسیار خواب را
دل سوخت در سماع و نمی ایستد ز چرخ / رقصی ست گرم بر سرآتش کباب را
ای پرده دار حال دلم بین و عرضه دار / با شهریار قصه شهر خراب را
عاشق کشی ثواب بود در کتاب عشق / آن شوخ هم ز دست نداد این ثواب را
گفتی مگر به صورت من عاشقی کمال / صورت ندیده چون بنویسم جواب را
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.