بی درد دلی لذت درمان نتوان یافت / تاجان ندهی صحبت جانان نتوان یافت
هر دل نبود جای غم عشق تو کان غم / گنجیست که جز در دل ویران نتوان یافت
در دامن خاری بنشینیم چو گل نیست / با درد بسازیم چو درمان نتوان یافت
تا چشم تو جادو بود و خشم نو کافر / در روی زمین هیچ مسلمان نتوان یافت
جان پروریی کز لب دلجوی تو دیدم / انصاف که در چشمه حیوان نتوان بافت
با گرم روی واقف این راه چه خوش گفت / آهسته که این راه پر آسان نتوان یافت
در بند میان از دل و جان بندگی اش / بی قرب شرف تربت سلطان نتوان یافت
را برخیز کمالا تو که آن کعبه مقصود / بی آنکه کنی قطع بیابان نتوان یافت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.