دل از آن غمزه بسی شاکر و بس خشنودست / کرد که به خون ریختن بنده کرم فرمودست
کشته عشق رخ اوست گل رنگین نیز / دامنش بیسیبی نیست که خون آلودست
گفتی از خاک در خویش فرستم گردی / همچنان چشم رجا بر کرم موعودست
بخشی از خوان ملاحت به جگر سوختگان / بده امروز که حلوای لبت بی دودست
به جفا دور شدن از نو نباشد محمود / هر کجا پای ایازست سر محمودست
سفر عشق تو بی واسطه راهبری / حد ثانیست که این ره ره تا محدودست
گر به سودای بیان عمر زیان کرد کمال / این که سر در قدمت سود سراسر سودست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.