گر حال دل به دوست نه امکان گفتن است / بر شمع سوز سینه پروانه روشن است
از من بگو به مدعی ای یار آشنا / من فارغم ز قصد تو چون دوست با من است
آنرا که دل سوی لب او می کشد چو جام / بر سر نوشته اند که خونت بگردن است
جان نگذرد ز کوی تو کان عندلیب عیب / مرغی است کش حظیرة قدسی نشیمن است
آن دوستدار کز تو جدا می کند مرا / وان هم به حق صحبت دبرین که دشمن است
عاشق شکسته پای نه در پیش تست و بس / هر هر جا فتد چو زلف تو مسکین فروتن است
ای دل چو بشنوی خبر وصل از آن دهان / باور مکن که آن سخن نا معین است
نام کمال رفت به پاکیزه دامنی / تا در غمت به خون دل آلوده دامن است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.