گل لاف ن با رخ آن سرو قد زد است / باد صباش نیک بزن گو که به زده است
زد پای بر سرم شدم از خود چو آن بدید / در خنده رفت و گفت که بختش لگد زده است
این دل به عاشقی نه از امروز شد علم / کوس محبت ز ازل تا ابد زده است
باید حکیم را سوی بیمار خانه برد / گر در زمان حسن تو لاف از خرد زده است
زاهد چو آه حسرت و ما باده می کشیم / سنگی که زد به شیشه ما از حسد زده است
باشد به دور چشم تو از حد برون خطا / هرمست را که تحتسب شهر حد زده است
آن شب که رفت و پای سگش بوسه زد کمال / تا روز بوسه ها به کف پای خود زده است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.