مرا که ساغر چشم از غم تو پر خون است / چه جای ساقی و جام و شراب گلگون است
حکایت نو به تفسیر شرح نتوان کرد / که جور و محت خوبان ز وصف بیرون است
به لب رسید مرا از غم تو جان هرگز / از راه لطف نپرسی که حال تو چون است
چه اعتبار به عهد تو حسن لیلی را / که زیر هرخم زلفت هزار مجنون است
چو جان من به لب آمد رقیب را چه خبر / که من غریقم و او بر کنار جیجون است
بر آن شمایل موزون چگونه دل نرود / علی الخصوص کسی را که طبع موزون است
خوشست اگر به حدیث کمال داری گوش / لطافت سخنانش چو در مکنون است
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.