کمال خجندی › شمارهٔ ۲۹۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

آنچه تو داری به حسن ماه ندارد / جاء و جمال تو پادشاه ندارد
جانب دلها نگاه دار که سلطان / ملک نگیرد گر سپاه ندارد
عاشق خود گر کئی بجرم محبت / بیشتر از من کس این گناه ندارد
رقت قلب آشکار کرد محب را / جام ننگ راز دل نگاه ندارد
صوفی با ذوق رقص دارد و حالت / آه که سوز درون و آه ندارد
سالک بیدرد را ز قطع منازل / ترک سفر به چو زاد راه ندارد
زحمت سر چون برد کمال ازین در / زانکه جز این استان پناه ندارد