از لب او سختی چون به زبان می آید / گوئیا آب حیاتی به دهان می آید
خواهد آمد ز منت تیر بلا بر جان گفت / در دل خسته مراه نیز چنان می آید
بر در او نه منم آمده جان بر کف دست / هرکه دورست ازان روی به جان می آید
چون نباید به چمن نعره زنان بلبل مست / از گل افتاد جدا ز آن به فغان می آید
قصه بار جدائیست درین نامه رواست / بر کبوتر اگر این باره گران می آید
زاتش شوق همه سوختگیهای دل است / هرچه در نامه قلم را به زبان می آید
در قلم هیچ شکی نیست کزین غصه کمال / آنشی هست که دود از سر آن می آید
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.