کمال خجندی › شمارهٔ ۳۳۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

با منت لطف جز ستم نبود / ننگ چشمی ترا کرم نبود
چشمت از خون ما پشیمان نیست / مرحمت موجب ندم نبود
چه فرستم بر نو جان خراب / پیش تو این متاع کم نبود
با لبت شهد اگر چه شیرین است / آنچنان حلقه سوز هم نبود
گفته سوزمت بر آتش غم / گر غم روی تست غم نبود
در وقا پای ما نداشت رقیب / ناجوانمرد را قدم نبود
ننویسد فرشته جرم کمال / بر سر بیدلان قلم نبود