بیزارم از آن دل که در درد نباشد / هر دل که بترسد ز بلا مرد نباشد
باران مرا درد من بی سرو پا نیست / دشمن به از آن دوست که همدرد نباشد
گر هست غباری ز دلت پاک فرو شوی / کأنینه همان به که بر او گرد نباشد
قدر می و معشوق و خرابات چه داند / آنکس که چو من میکده پرورد نباشد
جنت نروم نا رخ زیباش نبینم / فردوس چکار آید اگر ورد نباشد
چون شمع هر آنکس که بود سوخته عشق / بی دیدهٔ گریان و رخ زرد نباشد
دلگرمی مستان ز غزلهای کمال است / آری نفس سوختگان سرد نباشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.