دزد دلهاست سر زلف تو زانش بستند / می برد بند خود آخره نه چنانش بستند
رسن زلف تو پیوند دل و جان بگسسته / چه سببه بود که بر رشته جانش بستند
خواست بانکهت تو دم زند از شیشه گلاب / بردندش همه بر روی و دهانش بستند
در چمن پیشگل از لطف تو رمزی می رفت / آب شوریدگیی کرد روانش بستند
هجر کشته است به آن غمزه و ابرو ما را / این همه جرم چه بر تیر و کمانش بستند
بر سر آتش غم سوخت کباب جگرم / گوئیا بر دل خونابه چکانش بستند
زخم هر نیر که آمد ز تو بر جان کمال / مرهمی بود که بر ریش نهانش بستند
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.