دل چو در زلف تو پیچید روانش بستند / خواب در چشم پر آب نگرانش بستند
هر کجا بود در آفاق دل شیدانی / کارسن زلف تو در گردن جانش بستند
نیشکر تا که کند خدمت قند لب تو / چون سر از خاک بر آورد میانش بستند
خواست سوسن که کند وصف قد سرو سهی / پیش بالای بلند تو زبانش بستند
تیر مژگان تو هرگاه که بنشست بدل / مرهمی بود که بر ریش غمانش بستند
نکته ای خواست بگوید ز میان تو کمال / با تبسم ز لبت راه گمانش بستند
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.