دل ز داروخانه دردت دواه دارد امید / شربت خاصی از آن دارالشفا دارد امید
هر کسی داره از آن حضرت نعنای عطا / مفلس عشق تو تشریف بلا دارد امید
جان و دل تا ذوق آن جور و ستم دریافتند / این ستم دارد توقع آن جفا دارد امید
کشته شمشیر غم یعنی شهید عشق را / زندگی این بس که از تو خونبها دارد امید
دارم امیدی که پابم بر بساط قرب راه ب / این گدا بنگر که وصل پادشا دارد امید
ر سر راه طلب شد خاک چشم انتظار / همچنان از خاک پایت تونیا دارد امید
دولت بوسیدن پای نمی یابد کمال / با چنین کوتاه دستی مرحبا دارد امید
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.