دل کجا شد خبرش غمزه او می داند / مست هر جا که کبابست بو می داند
هر پریشانی و آشوب که جانرا ز قاست / دل دیوانه از آن سلسله مو می داند
من از آن سرو که به دیده نشاندم نبرم / باغبان قیمت سرو لب جو میداند
بار گویند چه خواهد به تو داد از لب خویش / من چه دانم کرم دوست همو می داند
بر درت طاقت بیداری من کس را نیست / نیست حاجت بگواهم سنگ کوه می دادند
ناصحا مصلحت من هوس روی نکوست / هر کسی مصلحت خویش نکو می داند
کرد چون زلف تو با غمزه فرو داشت کمال / زآنکه بد مستی آن عربده جو میداند
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.