کمال خجندی › شمارهٔ ۴۱۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

دل من صحبت دلدار دگر می طلبد / خاطرم بار دگر بار دگر می طلبد
بار بد مهر غم عاشق مسکین چو نخورد / لاجرم مونس و غمخوار دگر می طلبد
چه روم پیش طبیبی که چو دردم دانست / دمبدم بر دلم آزار دگر می طلبد
گر نهد بار جفا بار موافق بر بار / گر چه باریست گران بار دگر می طلبد
شد ملول از لب و گفتار مکرر دل تنگ / دهن تنگ شکر بار دگر می طلبد
دیده راسته نظر بر گذر سرو قدان / قامت دیگر و رفتار دگر می طلبد
بلبل است از گل با خار به آزار کمال / که گل دیگر و گلزار دگر می طلبد