دوش چشمم ز فراق تو به خون تر میشد / آه من بی مه رویت به فلک بر میشد
اشک می آمد و میشست ز پیش نظرم / هرچه جز نقش تو در دیده مصور میشد
مه بکوی تو شب چارده خود بینه می گشت / چو به آئینه روی تو برابر میشد
هر کجا زان آب شیرین سخنی می گفتند / سخن قند نگفتم که مکرر می شد
قدر وصل تو دل امروز نکو می دانست / اگر آن دولتش این بار میسر می شد
هر نسیمی که شب از زلف تو در مجلس ما / می گذشت از دم او شمع معنبر میشد
آنکه وقتی نگران بود بر آن روی کمال / گر همی دید کنونش نگرانتر می شد
صفت عارض چون آب تو در دفتر خویش / بیشتر زآن ننوشتم که ورق تر میشد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.