زآن پیش که جان در تتق غیب نهان بود / عکس رخ دلدار در آئینه جان بود
از خواب عدم دیده دل نا شده بیدار / در دیده و دل نقش خیال تو عیان بود
آن دم که نبود از دل و جان هیچ نشانی / بر چهره عشاق ز داغ تو نشان بود
هر نقش که از کارگاه غیب بر آمد / بردیم گمانی که تو آنی نه چنان بود
با حلقه گیسوی تو شوریده دلانرا / هر حال که در کعبه به بتخانه همان بود
عشق از طرف بار پدید آمده از آغاز / معشوق شنیدی که به عاشق نگران بود
در پای تو جان داد کمال وز جهان رفت / المنة لله که تمنای وی آن بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.