زمستی چشم او هرگز به حال ما نمی افتد / بهر جانی بیفتد مست و او قطعا نمی افتد
چو خاک ره شوم زین پس من و سودای زلف او / که خاک راه را در سر جز این سودا نمی افتد
بکویت رند دردی کش سبو بر سر بر آید خوش / چه می ها در سر است او را عجب کز پا نمی افتد
بروز صید هر نیری که اندازی و گردد گم / بیا آن در دل ما جر که دیگر جا نمی افتد
چه خوش افتاده است آن در یکتا بر بنا گوشت / که بر گل قطره باران چنین زیبا نمی افتد
از دورت کی توان دیدن چو ننمانی بما بالا / نمی بینیم مه تا چشم بر بالا نمی افتد
نخستین دیدهها افتد بران پا آنگهی سرها / به خاک پایت از تن ها سر تنها نمی افتد
نمی افتد رقیب اصلا به روی آب چشم من / چه افتادست این خشی را که در دریا نمی افتد
شبی کان مه به چرخ آید کمال آنجا فکن خود را / که صوفی در چنین رقصی بدور آنها نمی افتد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.