کمال خجندی › شمارهٔ ۱۰۳۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سیمین بدنی سرو قدی پس دهانی / هر وصف که آید به زبانم به از آنی
آرام دلی دفع غمی مرهم دردی / بار کهنی عمر نوی مونس جانی
گردوست بودجان و جهان نیز خوشه ای دوست / تو دوست تر از جانی و خوشتر ز جهانی
پیش نظر اهل دل از بسکه عزیزی / همچون دهن خویش نه پیدا نه نهانی
بی وصل نوای عمر گرامی نتوان زیست / یک دم که چو عمر گذاران تا گذرانی
غلطان سوی خاک قدمت باز بیایم / صد بار چو اشکم اگر از پیش برانی
گر عمر کمال از غم عشق تو شد آخر / غم نیست گر آخر بمرداش برسانی