کمال خجندی › شمارهٔ ۱۰۳۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شیرین لبی شکر دهنی سرو قامتی / کونه کنم حدیث بخوبی نباتی
گر من در آب و آتشم از چشم و دل خوشم / کاندر میان هر دو نو باری سلامتی
ای شیخ تا بکوی بتان می کنیم طوف / با ما همگرد چون تو نه مرد ملامتی
زآن گوشه های چشم چه بینی نوای سلیم / زینسان که به چشم بکنج سلامتی
دل جست و عقل بار سفر بست و شد روان / ای غم تو خوش نشسته بکنج اقامتی
خونی که چشم مست تو با دل روانه کرد / بازتچه گفت غمزه کز آن در ندامتی
چندانکه می کشند ترا زنده کمال / صاحب نظر نی نو که صاحب کرامتی