کمال خجندی › شمارهٔ ۱۰۴۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گر از شاخ دولت گلی چیدمی / نسیمی ز کوی تو بشنیدمی
به بوی نو جانم خریدی صبا / اگر من بدان دولت ارزیدمی
ز کویت سگی گر رسیدی به من / از آن در حدنی پرسیدمی
دهان و لب از صد شکر شستمی / همه گرد پایش بلیسیدمی
گر این حسن بودی چو زلفت مرا / به گرد رخ خویش گردیدمی
شب و روزه سودای خود کردمی / به رخسار خود مهر ورزیدمی
به آتشکده در جمال بتان / گر از روی نو پرتوی دیدمی
چو زلف تو زنار بر بستمی / دره آتشکده بت پرستیدمی
از آن غمزه گر مست گشتی کمال / چو چشمت به محراب غلطیدمی