امیرخسرو دهلوی › گزیدهٔ غزل ۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چو خاک بر سر راه امید منتظرم / کزان دیار رساند صبا نسیم وفا
برای کس چو نگردد فلک بی‌تقدیر / عنان خویش گذارم به اقتضای قضا
میان صومعه و دیر گر چه فرقی نیست / چو من به خویش نباشم چه اختیار مرا
کسی که بر درمیخانه تکیه گاهی یافت / چه التفات نماید به مسند دارا ؟
خوش آنکسی که درین دور میدهد دستش / حریف جنس و می صاف و گوشهٔ تنها