امیرخسرو دهلوی › گزیدهٔ غزل ۱۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

رفت آنکه چشم راحت خوش می‌غنود ما را / عشق آمد و برآورد از سینه دود ما را
تاراج خوبرویی در ملک جان در آمد / آن دل که بود وقتی گویی نبود ما را