امیرخسرو دهلوی › غزلی که درپایان تصنیف قرا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گزیدهٔ غزل ۲۱۶ - غزلی که درپایان تصنیف قران السعدین سروده است
نامه تمام گشت ، به جانان که می‌برد؟ / پیغام کالبد به سوی جان که می برد؟
این خط پر ز مهر به دلبر که می‌دهد؟ / وین دردسر به مهر به درمان که می‌برد؟
این نامه نیست پیرهن کاغذین ماست / پرخون زدست هجر، به جانان که می برد؟
جانان مرا به هجر تو هر مونسی که هست / غم می برد ولی غم هجران که می برد؟
گفتی نگاهدار به فرمان خویش دل / دارم ولی بگوی که فرمان که می‌برد؟
دردا که دل ز خسرو بیچاره می‌رود / واگاه نی ز بردن دل ، آن که می‌برد!