امیرخسرو دهلوی › وفات مریم| ” میراث‌دار ادب پارسی “

شناسای معانی موبد پیر / چنین کرد این خبر در نامه تحریر
که چون خسرو ستد گنجینهٔ روم / خلافش رومیان را گشت معلوم
چو غالب گشته بود از تیغ کین خواه / نداد اندیشه را در خویشتن راه
زبانی پوزشی کان در حرم کرد / ز مریم چند گاه آن نیز کم کرد
ز شیرین عیش مریم بود چون تلخ / ازین کاهش فتاد آن ماه در سلخ
به تن عیسی جانش مانده بی دم / تنش چو ن رشتهٔ مریم شد از غم
ز بیماری به بستر خفت ماهی / و زان پس جست دیگر خواب گاهی
ملک بایست و نابایست برخاست / به صد شادی بساط ماتم آراست
دل از سودای شیرین در غم افگند / بهانه بر فراق مریم افگند
به ماتم کرد پیراهن بسی چاک / ولیکن در هوای یار چالاک
چو شیرین دید کز خس رفته شد راه / به بی صبری شتابان گشت چون ماه
رسید آن در بی قیمت به دریا / چو خور در بره و مه در ثریا
گلشن تر شد خزان را باد بنشست / به آزادی چو سرو آزاد بنشست