آن که ز زر بر سرش افسرشده است / سنگ ز نزدیکی خور زر شده است
سنجر سنگین که ستون سپهر / آمده از مهر و شده هم به مهر
سنگ وی از بس که به خورشید شود / زو از خورشید عیاری نمود
از پی بررفتن هفت آسمان / کرد زمین تا به فلک نرد بان
گرد سرش کرد موذن چو گشت / قامتش از مسجد عیسی گذشت
موذنش آن جا که اقامت کشید / قامت موذن نتواند رسید
مسجد جامع ، زدرون ، چون بهشت / حوض ، زبیرون ، شده گوهر سرشت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.