امیرخسرو دهلوی › قلب| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تا به سریر عرب آن جسم نشست / رعب عرب بر همه عالم نشست
فتنهٔ چشم آمده زان سو مدام / تیغ زبان خفته میان نیام