عطار › بخش ۲۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بگویم احتساب احوال با تو / سراسر باز گویم حال با تو
حقیقت احتسابت کار دین است / حساب تو برب العالمین است
بباید احتساب خویشتن کرد / برآورد از وجود خویشتن گرد
که اصل احتساب آنست خود را / کنی پاک ای برادر از بدیها
بپرهیزی ز کبر و بخل و شهوت / ز آز و از زر و رنج وز نخوت
شریعت را شعار خویش سازی / طریقت را دثار خویش سازی
به خود راه شریعت چون بدیدی / یقین میدان که در منزل رسیدی
حقیقت منزل این راه باشد / ولی منزل مقام شاه باشد
چه دانستی تو او را در حقیقت / ز تو بر خیزد اعلال شریعت
به خود نتوان ولی این راه رفتن / به پیر رهبر آگاه رفتن
ترا رهبر بدین منزل رساند / ز رنج و محنت ره وارهاند
ز عشق مرتضی در جوش باشی / ز دستش شربت کوثر بنوشی
ز عشق مرتضی خورشید گردی / حقیقت زندهٔ جاوید گردی
نشسته عشق او در جان عطار / بگوید سر او را بر سر دار
دگر پرسی عوام الناس چبود / میانشان این همه وسواس چبود