محتشم کاشانی › غزل شمارهٔ ۱۰۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مطرب بگو که این تری و این ترانه چیست / وین شعله در رگ و پی چنگ و چغانه چیست
ساقی صفای صبح جوانان پارسا / در درد تیره فام شراب شبانه چیست
واعظ تو را که دامن ازینها فتاده پاک / این آستین فشانی لایعقلانه چیست
خواب ملال تا رود از سر زمانه را / حرفی از آن یگانه بگو این افسانه چیست
ای کعبه رو که دور ز عشقی طواف تو / غیز از نظاره در و دیوار خانه چیست
یک جان چو درد و جسم نمی‌باشد ای حکیم / پس در دو کون ذات بدیع یگانه چیست
ای دل چو مرغ میفکند پر در این فضا / چندین هزار بیضه درین آشیانه چیست
کالای حسن او چو به قیمت نمی‌دهند / ای چشم پر در این همه عرض خزانه چیست
ابرست در تراوش و صبح است در طلوع / ساقی دگر برای تعلل بهانه چیست
دندان ز لعل و خال بتان محتشم بکن / تو مرغ دیگری هوس آب و دانه چیست