محتشم کاشانی › شمارهٔ ۱۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

میرزا جانی به یک آن سرو سرا بستان لطف / از جهان چون خیمه زد بر طرف انهار بهشت
یک شبش در خواب دیدم با رخی کز عکس آن / بر زمین و آسمان می‌تافت انوار بهشت
گفتم ای گل چیست تاریخ تو و جایت کجاست / غنچهٔ خندان گشود و گفت گلزار بهشت