محتشم کاشانی › ایضا در مرثیه| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مه اوج سیادت میر جعفر / ز علم جعفری چون کامجو شد
به ملک دانش از نوسکه‌ای زد / که نقد علم ازو بس تازه رو شد
چو باد آن گاه راه کعبه سر کرد / وزان خاک وجودش مشگ بو شد
بر او بارید چندان ابر رحمت / که غرق لجه لاتقنطو شد
پس از طغیان طوفان حوادث / چو یونس سیر بحرش آرزو شد
سرشک بحر بر افلاک زد موج / که موجش دام مرغ روح او شد
چو تاریخش طلب کردند گفتم / به دریای اجل یونس فرو شد